سرآغاز من

آثار من

من بر روی وب

 یادداشت‌های من

 

چندرسانهٔ من

دوستان من

تماس با من

درباره این وب‌گاه

 
 
 
      
بازگشت شخصی
   
نمایه‌های واقعی - The Real Avatars
   
من و چماق‌ها
   
ساعت ۲۲:۳۰، اینجا خاک دشمن است و من وب‌پدر پارسی هستم.
   
من و تلویزیون‌های حرفه‌ای فارسی - بخش سوم
   
     

بایگانی:

 

 
 
   
     
 
 

بازگشت شخصی

10 March 2010 21:42:53

 
   

مدتی بود که دیگر هیچ یادداشتی را روی وبگاه شخصی ام منتشر نکرده بودم. شاید دلیلش مشغله‌هایی است که در زمینه توسعه وب داشتم. وقتی نمی نویسم، ذهن خلاقم در مورد نوشتن یخ می‌زند. اما واقعیت این است که من یک توسعه‌دهنده وب هستم و بر همه اموری که به آن ختم می‌گردد، مسلط هستم.

تغییراتی در فعالیت‌های توسعه وب من ایجاد شده است. من رسماً فعالیت‌هایم را در «خبرگزاری نیوزپرشیا» به نشانی www.Newspersia.com آغاز نموده‌ام. به غیر از این همانند گذشته به توسعه محصولات بنیاد ناسودبر سی‌سی‌جی میان‌ملیتی مشغول هستم. برخی از سلسله نوشتارهای من مانند «تلویزیون‌های حرفه‌ای فارسی» از برگه یادداشت‌های من بر روی وب‌گاه شخصی‌ام جدا شده‌اند و دیگر اینجا آن‌ها را منتشر نخواهم نمود. اصولاً نوشتارهای حرفه‌ای و سریالی دیگر در وب‌گاه شخصی من منتشر نمی‌شوند و انتشار آن‌ها در وب‌گاه‌های عمومی ادامه خواهند یافت. تنها فعلا داستان‌های خود را اینجا طراحی و منتشر می‌کنم.

در واقع یادداشت‌های من از این پس کاملاً شخصی و غیرعمومی هستند و به خودم بازمی‌گردند. ضمناً از این پس همه یادداشت‌های من نگاره نخواهند داشت و تنها برای برخی از آن‌ها نگاره منتشر می‌کنم. کمی دلم برای خودم تنگ شده است. باید اینجا کاملا شخصی بنویسم. درباره پشت صحنه‌های زندگی‌ام بنویسم و اینکه دوست دارم که با دیگران زندگی کنم. هر چند که دیگران ممکن است توجهی به من نداشته باشند و این آزاردهنده است هنگامی که می‌بینم یک دایره ناامن به دورم حلقه زده و تلاش می‌کند مرا به خودش آلوده نماید. بدیهی است که چنین نخواهد شد.

جمهوری اسلامی ایران و فرهنگ عوام‌فریبش نمی‌تواند من و امثال مرا متوقف کند. آن‌ها در خواب هم نمی‌توانند یک لحظه آرامش بر خود ببینند. ایدئولوژی شکست‌خورده این حکومت سرکوب‌گر به بن‌بست رسیده است و تنها با ظلم و ارعاب می‌تواند خود و سامانه فرسوده‌اش را حفظ کند.

در زمستان سرد،
بهارم آرزوست.
در استبداد و درد،
جمهوری ایرانم آرزوست.

وب‌پدر پارسی

   

    + فرستادن این یادداشت به شبکه‌های اجتماعی:

0

           

 
    
 
 

نمایه‌های واقعی - The Real Avatars

2 March 2010 02:22:30

 
   


ای کاش کاربران فارسی‌زبان از نمایه‌های (Avatar) واقعی خود استفاده می‌کردند. شاید این دوران تاریک ایران باعث شده تا کاربران فارسی‌زبان به ویژه ایرانیان احساس امنیت نکنند و نمایه‌های واقعی خود را نمایش ندهند. هر چند که ممکن است دلایل دیگری نیز برای این رویکرد کاربران فارسی‌زبان وجود داشته باشد.

راه‌کاری برای برون‌رفت از این بحران وجود دارد و آن شبیه‌سازی و طراحی نمایه‌های گرافیکی ناشناخته از روی چهره واقعی کاربران است، به شکلی که هویت حقوقی کاربران به واسطه این نمایه‌ها آشکار نشود. نظیر آنچه که در فیلم سینمایی «نمایه» (Avatar)، ساخته «جیمز کمرون» دیدیم.

من به عنوان یک کاربر قدیمی فارسی‌زبان، از این شیوه برای طراحی و تولید نمایه شخصی خود استفاده کردم و آنچه که امروز می‌بینید حاصل همین رویکرد است. اینک در ادامه این نوشتار، «درباره نمایه من» را از وب‌گاه شخصی‌ام بخوانید.

درباره نمایه من

نمایه من از نیم‌تنه‌ای است که با استفاده از جلوه‌های سیاه‌قلم، سایه و روشنایی خیره‌کننده از روی چهره واقعی من طراحی شده است. با این حال این نمایه هیچ نوع هویت حقوقی از من بر جای نخواهد گذاشت. نمایه من برای اولین‌ بار در سال ۲۰۰۶، به شکل رنگی برای وب‌گاه «مجموعه ادبی فرمانده» طراحی شد و پس از آن در سال ۲۰۰۸ به شکل سیاه‌رنگ و مزین به نام مستعار من، وب‌پدر (WebFather) بازسازی شد.

کلاه ملوانی که بر سر نیم‌تنه من قرار دارد، بر اساس داستان دانشی-تخیلی با نام «فرمانده میان‌ملیتی» است که در دهه نود میلادی – دوران نوجوانی‌ام – در ذهن آفریدم. نشانی که بر روی کلاه نصب شده است، نشان باستانی «شیر و خورشید ایران» است که ریشه در تاریخ این سرزمین دارد. در پایین نیم‌تنه من، نام مستعار من، وب‌پدر(WebFather) قرار گرفته است.

آیا نمایه شما نیز در جهان مجازی وب، یک نمایه واقعی است؟

   

    + فرستادن این یادداشت به شبکه‌های اجتماعی:

0

           

 
    
 
 

من و چماق‌ها

11 December 2009 15:21:46

 
   


تفاوت یک وب‌گاه شخصی و یک وب‌گاه عمومی اینجا مشخص می‌گردد. نباید انتظار داشت که در یک وب‌گاه شخصی محتوای عمومی منتشر شود. چیزی که در بسیاری از وب‌گاه‌های شخصی می‌بینم و این اشتباه است که تصور کنیم وب‌گاه شخصی همان مجله اینترنتی عمومی یا تخصصی است. اینجا درباره زندگی خودم می‌نویسم. درباره نیروهای مثبت و عوامل بازدارنده زندگی خودم و برای خودم می‌نویسم و اگر کاربری تمایل داشت که آن‌ها را بخواند و دیدگاه‌هایش را منتشر کند، دسترسی آزاد است.

عوامل بازدارنده یا چماق‌ها که محیط عوام‌گرا از آن برای سرکوب من استفاده می‌کند، موضوع قابل تاملی است. برخی از این چماق‌ها، نقطه ضعف‌های من هستند و برخی دیگر مربوط به هنجارهای این محیط عوام‌گرا هستند. موضوع مهم این است که چگونه باید با این چماق‌ها برخورد کنم. آیا باید در برابر آن‌ها مقاومت کنم و یا این‌که آن‌ها را بدست آورم؟ پاسخ من این است که بنا به تجربه شخصی سی‌ساله خود باید چماق‌ها را بدست آورم و به ابزارهای سرکوب تسلط یابم. مهم‌ترین چماق‌های سرکوب‌کننده من عبارتند از:

۱- تحصیلات: امروز دوست‌داشتنی‌ترین و ارزشمندترین موضوع زندگی من تبدیل به یک چماق موثر برای سرکوب من شده است و این موضوع برای من بسیار نگران‌کننده است. بنا به دلایلی که نمی‌توانم آن‌ها را اینجا منتشر کنم، من از ادامه تحصیلات خود بازمندم و مجبور شدم که مسیر زندگی خویش را تغییر دهم. اما امروز روزنه‌های بسیار کوچکی برای ادامه تحصیلات من باز شده‌اند و من برای بدست آوردن این چماق باید روزنه‌های کوچک را پیگیری کنم.

۲- مهارت‌های حرکتی: نقطه کم‌اهمیت زندگی من که یک نقطه قوت نیست (برای افزایش روحیه خود از واژه «نقطه‌ضعف» استفاده نکردم.)، چماقی است که هرچندگاهی می‌تواند آزاردهنده باشد و از آن برای سرکوب من استفاده شود. از همان کودکی مثل یک لاک‌پشت بودم و پرحوصله و کند زندگی می‌کردم. عدم حرکت‌های فیزیکی در درون من کاملاً مشهود است. از نقطه نظر روان‌شناسی من یک درون‌گرا هستم نه یک برون‌گرا. و درون‌گرایی من موجب شد که به «توسعه وب» روی بیاورم و یا «نیروی تخیل» قدرتمندی داشته باشم. درون‌گرایی تاثیرات بسیاری را بر من گذارده است که برخی آز آن‌ها مثبت بوده اما برخی نیز منفی بوده‌اند. در هر شکل با همان ‌روش‌های لاک‌پشتی خودم باید به آرامی به تمرین مهارت‌های حرکتی بپردازم و آن‌ها را بهبود بخشم.

۳- مذهب و دین اسلام شیعی: حکومت جمهوری اسلامی ایران از یک سو و فرهنگ عوام‌گرا و مذهبی محیط من، موجب شده تا مذهب در نقش یک چماق برای سرکوب من پدیدار شود. من از دیدگاه شخصی خود، مذهب را به رسمیت نمی‌شناسم و برخلاف ادعای مذهبیون که می‌گویند مذهب پدیده‌ای آسمانی است، آن را آسمانی نمی‌دانم و صرفاً مذهب را ساخته و پرداخته ذهن بشر می‌دانم و آن را ابزاری در دست عده‌ای سرکوب‌گر می‌بینم که از آن بر علیه سایر ویژگی‌های بشری استفاده می‌کنند. اما مساله اینجاست که امروز مذهب ابزاری در دست دشمن است و از آن برای سرکوب کسانی استفاده می‌کند که آگاهی مناسبی از مذهب ندارند. من باور دارم که برای مقابله با سرکوب‌گران مذهبی باید به ابزار آن‌ها یعنی مذهب تسلط یافت. آشنایی کامل من با مضامین و آرمان‌های دین اسلام شیعی، این چماق را تا حدودی از دست سرکوب‌گران بیرون می‌آورد و به آن‌ها اجازه نمی‌دهد که به گفته خودشان مرا یک «کافر» بنامند و مرا ترد و تحقیر کنند و یا اینکه مرا یک شهروند درجه ۲ بدانند.

۴- ازدواج سنتی: این هم یکی از تازه‌ترین چماق‌هایی است که با سایر چماق‌های مذکور گره خورده و بسیار بزرگ‌تر شده است. اما راه‌حل من برای برون‌رفت از این بحران مثل همیشه مقاومت نیست، چرا که می‌توان «ازدواج سنتی» را به شکل ماهرانه و زیرکانه‌ای به یک ازدواج معمولی و نو بدل کرد و از آن برای نیازهایی چون «عشق و عاطفه»، «میل جنسی»، «استقلال شخصی» و «تشکیل خانواده» استفاده کرد. پرسش‌هایی وجود دارد که باید به آن‌ها پاسخ دهم. آیا یک انسان درون‌گرا مثل من هم می‌تواند ازدواج کند؟ آیا من که تا کنون هیچ رابطه‌ای با جنس مخالف نداشته‌‌ام، می‌توانم یک ازدواج موفق داشته باشم؟ و اصولاً ازدواج موفق یعنی چه؟ و شاید هم به شکل خنده‌آوری از خود بپرسم که اصلاً ازدواج چیست؟ چماق «ازدواج سنتی» موضوعی نیست که بتوانم در این یادداشت آن را بررسی کنم و لازم است که آن را به یادداشت‌های آینده موکول کنم.

این‌ها عمده‌ترین چماق‌هایی هستند که در دست سرکوب‌گران بر علیه من قرار گرفته‌اند. هرچند که یک سرکوب‌گر ممکن است دشمن نباشد و درصدد حذف من برنیاید، اما لازم است که هزینه معنوی و مادی قابل توجهی برای در دست گرفتن چماق‌ها کنار بگذارم و برنامه‌ای برای زندگی خود داشته باشم.

من به آینده لبخند می‌زنم.

به امید آینده‌ای بدون چماق برای زندگی شخصی من!
وب‌پدر پارسی

   

    + فرستادن این یادداشت به شبکه‌های اجتماعی:

0

           

 
    
 
 

ساعت ۲۲:۳۰، اینجا خاک دشمن است و من وب‌پدر پارسی هستم.

2 December 2009 03:31:13

 
   


این‌جا خاک دشمن است و زندگی در خاک دشمن برای من دلگرمی و دلخوشی نیست. هنگامی که مهارت‌هایم به سبب تسلط فرهنگ دشمن، دیده نمی‌شوند. اما برنامه‌ای نیز برای خروج از خاک دشمن ندارم و تصمیم داشته و دارم که با تحصیل دانش به یک مخالف بالقوه و باسواد تبدیل شوم تا بتوانم در قلب خاک دشمن نفوذ کنم و در شرایط مناسب، ضربات هنگفتی را به دشمن وارد کنم.

برای من تحصیل در رشته الکتروتکنیک ناقض هنجارهای زندگی‌ام نیست. زندگی من نباید تنها در یک بعد ادامه یابد زیرا از دیدگاه منطقی، ادامه یک زندگی تک بعدی رنج‌آور و اندوه‌ناک است. در واقع تحصیل که علایق و دوست‌داشتنی من است تبدیل به چوبی می‌شود که مرا با آن می‌زنند! پس چرا وقتی دوست‌داشتنی من تحصیل است باید به ابزاری برای سرکوب من تبدیل شود. این موضوع یک سیاست است که در زندگی باید به آن توجه ویژه‌ای داشته باشم. باید این‌ها را این‌جا بنویسم برای کسانی که می‌دانم به شدت نگران فعالیت‌های من هستند.

ایرانیان در درون ایران از دیدگاه سیاسی-اجتماعی اصولاً دوگونه‌اند: کسانی که با سامانه موجود موافق و هم‌جریان هستند و کسانی مثل من که با سامانه موجود مخالف و ناهم‌جریان هستند. زندگی برای دسته اول بسیار لذت‌بخش است زیرا مورد پشتیبانی معنوی سامانه هستند و برای عده‌ای مثل من ممکن است به ظاهر لذت‌بخش نباشد زیرا مورد پشتیبانی معنوی این سامانه واقع نشده‌ام. این موضوع درباره بسیاری از افرادی که در محیط پیرامون من زندگی می‌کنند، صادق است.

اما وقتی سخن از یک زندگی چندبعدی به میان‌ می‌آید یعنی باید زندگی تک بعدی را زدود و به آن بعدهای دیگری اضافه نمود. در این شرایط از ابهام در زندگی کاسته می‌شود و مسیرهای تازه‌ای کشف می‌شوند که واضح، مبرا و مجزا هستند.

IT/WD - Information Technology / Web Development تنها یک بعد از زندگی من است که آن هم تحت یک قرارداد امنیتی و محافظه‌کارانه ادامه یافته است. هیچ‌کدام از افرادی که در محیط ناامن پیرامون من زندگی می‌کنند شاید تاکنون از میزان داشته‌ها و مهارت‌های من در زمینه IT/WD آگاهی ندارند چرا که من موظف هستم طبق «قرارداد امنیتی لاک‌پشت» که آن را خود نوشته‌ام، هیچ نوع اطلاعاتی مبنی وجود بعد IT/WD در زندگی‌ام منتشر نکنم. اشتغال من در دولت جمهوری اسلامی موجب شده که این بعد از زندگی من در محیط پیرامونم به شکل واقعی منتشر نشوند.

بعدهای دیگری نیز به زندگی من اضافه خواهند شد که بسیاری از آن‌ها مانند «ازدواج و زندگی اجتماعی»، «دانش الکتروتکنیک» و «مهارت‌های حرکتی» هر یک به مانند برداری جدادگانه در زندگی من بدون هیچ‌گونه قرارداد امنیتی نمود می‌کنند و باید با تقویت این ابعاد، انگیزه‌های بیشتری برای ادامه زندگی در خاک دشمن بیابم و به رسیدن روز آزادی و استقرار دموکراسی در خاک دشمن امیدوارتر شوم.

و امروز به اتحاد زیر سایر سایه پرچم، بر علیه نظام جمهوری اسلامی می‌اندیشم.

در زمستان سرد،
بهارم آرزوست.
در استبداد و درد،
جمهوری ایرانم آرزوست.

وب‌پدر پارسی

   

    + فرستادن این یادداشت به شبکه‌های اجتماعی:

0

           

 
    
 
 

من و تلویزیون‌های حرفه‌ای فارسی - بخش سوم

26 November 2009 14:22:22

 
   


«پی‌بی‌سی تپش» را همه می‌شناسند. تلویزیونی که بنیان‌گذارش یک کارگردان هنری نماواهای ایرانی و مشهور به نام علیرضا امیرقاسمی است. اگر تلویزیون تپش چند مشکل عمده نداشت، امروز می‌توانست به عنوان یک تلویزیون حرفه‌ای فارسی در فهرست من حضور داشته باشد. اما من به عنوان یک بیننده، صلاحیت این تلویزیون که بزرگ‌ترین تولیدکننده نماواهای ایرانی است را تایید نمی‌کنم.

متاسفانه این تلویزیون تلاش کرده بازپخش‌هایی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را در فهرست برنامه‌های خود داشته باشد و این موضوع همه چیز را خراب می‌کند. مانند بسیاری از تلویزیون‌های غیرحرفه‌ای و سطحی‌نگر که با کمبود برنامه مواجه هستند، «پی‌بی‌سی تپش» نیز به پخش سریال‌های تلویزیونی تولید صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد و به بنگاهی برای تبلیغات محصولات رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.

به نظر می‌رسد حکومت سرکوب‌گر تهران از شرایط حاکم بر تلویزیون‌های غیرحرفه‌ای فارسی‌زبان بسیار خرسند است. تعدادی از آن‌ها که بودجه کافی برای هزینه ماهواره ندارند. تعدادی نیز همه چیز را منتشر می‌کنند به غیر از آنچه که باید منتشر کنند!!

متاسفانه تعداد زیادی از شبکه‌های تلویزیونی فارسی‌زبان، چنین وضعیتی دارند و رسانه‌های خرد نامیده می‌شوند. رسانه‌هایی که تاثیرگذاری آن‌ها بسیار کم است و نمی‌توانند پاسخگوی نسل جوان‌گرای ایران باشند. در چنین شرایطی ماهواره هاتبرد به جایی برای تصفیه حساب‌های شخصی بدل شده است و سطحی‌نگری که از ویژگی‌های اصلی فرهنگ ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است در معنای واقعی واژه به اجرا درمی‌آید.

حکومت‌های خودکامه مانند نظام منزوی کره شمالی از عدم وجود رسانه‌های آزاد و حرفه‌ای در درون کشورشان بسیار خرسند هستند. این راهی است که حکومت ایران آن را در پیش گرفته است و روز به روز از جامعه و فرهنگ جهانی فاصله می‌گیرد و سرنوشت کره شمالی را برای خود رقم می‌زند.

فهرست تلویزیون‌های حرفه‌ای فارسی من را ببینید:

۱) بی‌بی‌سی فارسی - BBC Persian
۲) شبکه خبری فارسی صدای آمریکا - VOAPNN
۳) شبکه میان‌ملیتی واشینگتن – WIN
۴) ام‌بی‌سی پرشیا – MBC Persia
۵) فارسی۱ - Farsi1
۶) شبکه موسیقی فارسی - PMC

فهرست شما چیست؟


وب‌‌پدر پارسی

   

    + فرستادن این یادداشت به شبکه‌های اجتماعی:

0

           

 
    

 

 
    
 

تحلیل، طراحی و برنامه‌نویسی شده به وسیله وب‌پدر پارسی

شیراز، ایران.

  

منتشر شده تحت قرارداد امنیتی لاک‌پشت

  

© منتشر شده تحت مجوز سند سوم دارایی آفریینده.

  

© 2009 WebFather.me